Wednesday, February 18, 2009

پشتو تولنه اول و پشتو تولنه دوم

پشتو تولنه اول و پشتو تولنه دوم
جلسه فوق العاده شورای وزیران افغانستان در تحت ریاست حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان تصمیم گرفتن تا نام گالری ملی افغانستان به نام قبلی خودش یعنی نگارستان ملی افغانستان عوض گردد.
نگارستان ملی افغانستان که در شرق کوه آسمائی کابل موقیعت دارد .در یک راهبرد فاشیستی خرم خیل ها موازی با چندین نهاد دیگر دولتی افغانستان مانند وزارت فرهنگ و اطلاعات افغانستان در تحت آماج تجاوزات قرار گرفته و به اصطلاح مود روزتغیر استایل کرده و زبان ملی افغان ها از لوحه این نهاد ها حذف وزبان های بیگانه مانند زبان انگلیسی جاگزین زبان ملی گردید .
در افغانستان ویرانه از دیر زمانی رقابت های ناسالم گوناگون در عرصه های مختلف مانند سیاست ،اقتصاد،فرهنگ و.... موجود بوده و بدبختانه دامنه این این رقابت ها تا هنوز توسط بعضی اشخاص مانند خرم صاحب در میان خیابان های افغانستان کشان کشان روان است وقرار است که در تمام ابعاد این جامعه ویرانه شده پهن گردد. که خطر ناکترین این رقابت ها همانا رقابت های ناسالم فرهنگی است که موجد تعصبات گوناگونی گردیده و خواهد هم گردید که این تعصبات به نوبه خود مساعد کننده زمان ومکان برای جنگ های داخلی و تجاوزات رنگارنگ بیگانه گان گردید و تا اینکه این این سلسله مراتب این همه بدبختی رابرای ما افغان ها با ارمغان آورد.که امروزویرانه ترین کشور در جهان کشور ما است ،آواره ترین مردم در جهان افغان ها است ،خیرات خور تری اطفال در جهان اطفال افغانستان است و....
همیشه سردمداران مستبد افغانستان به دلیل اینکه قادر نیست از عهده مسئولیت های خود موفقانه شانه بیرون نماید و برای بقای خود در قدرت ،خود را بانی ارزش های یک توده از جامعه معرفی کرده تا بتواند به نمایندگی از این توده جامعه حافظ مقام خود باشد که تاریخ افغانستان شاهد بسیاری از این نوع عوام فریبی ها بوده است که بارز ترین و مشهور ترین این نوع عوام فریبی ،همانا قصه پشتوتولنه است.
افغانستان با وجود تاریخ مملو از افتخارات نتوانست خود را با مقتضیات زمان که بعد از آغاز رنسانس اروپایی در جهان شکل گرفت ،وفق بدهد رنسانس اروپایی که جهان جدید را با تفاوت های رنگارنگ نسبت به عصر وسطایی،پایه ریزی کرد و نظام های سنتی جهان مانند نظام افغانستان نتوانست در مقابل این پدیده نو ظهور ایستادگی نماید و این پیام حاوی گفتنی های متفاوت برای مردم و حاکمان کشور های جهان سوم این جهان داشت که به مردم استنباط میکرد که از جهان امروز به چی پیمانه فاصله دارد و یگانه راه رسیدن به این جهان ،ایجاد اصلاحات گوناگون در ابعاد مختلف از جامعه است که آوردن این اصلاحات ضرورت به مدیریت قوی داشت که بدبختانه اکثریت حاکمان جهان سوم فاقد این توانایی بودند و این حکام برای حفظ خود در قدرت دست به ایجاد موانع زد که خود این موانع واکنش های شدید از نخبه گان جامعه را که خواهان نجات مردم خود از زیر پاهای سنت های فرسوده شده قرون گدشته بود، همراه داشت که این حکام فقط به زور توپ و تفنگ قناعت نکرده و دست به ریختن طرح های عوام فریبی زد که این طرح ها گرچه در ابتدای کار حافظ قدرت این حکمام گردید اما بعدا، اول این حکام از قدرت شان به پایان پرتاب کرد و بعدا تمام داشته های آن جامعه را به باد فنا بخشید.که بارز ترین نمونه این نوع عوام فریبی ،ایجاد پشتو تولنه بدست محمدزایی ها در افغانستان است.
افغانستان گرچه با رنسانس اروپایی بعد از سفر امان الله خان غازی به اروپا آشنا شد ودر زمان اصلاحات امانی ، اولین بار موتر ،هواپیما و...را دیدند واحساس کردند که با دنیا آنروز به چی پیمانه فاصله دارد.اما اصلاحات امانی دریچه های امیدی را برای مردم افغانستان که سخت از عقب ماندگی خود احساس ناراحتی میکرد،به وجود آورد که بدبختانه این دریچه های امید قبل از اینکه باز گردد توسط حبیب الله کلکانی به عقب رانده شد ودر زمان نادر ،برادران و واولاده اش کاملا به طوفان فراموشی که از شرق و جنوب به وزیدن گرفت ،سپرده شد و تا امروز هم در فراز های این طوفان های که از همان جغرافیایی سابق میوزد ،پرواز دارد و تا اینکه این طوفان های که از این جغرافیا میوزد آرام نگیرد این اصلاحات هم در این سرزمین نخواهد فرود آمد.اما اکثریت تاریخ نگاران افغانستان معتقد است که انگلیسی ها بیستر از هر کشور دیگر نگران این اصلاحات بود و دلیل این نگرانی هم همان قدرت مند شدن افغانستان در شمال و غرب هند بریتانیوی آن زمان بود چون انگلیسی ها اصلاحات درافغانستان را به مثابه زنگ خطر برای بقای قدرت خود در شمال وغرب هند خود میدانیست ،شروع کردن به تخریب افغانستان از داخل افغانستان که شورش های متعدد را در مناطق مختلف افغانستان به واسطه ملا های بیسواد و با استفاده ار احساسات دینی مردم راه اندازی کردندو تا اینکه حکومت امانی با جمع اصلاحاتش به واسطه حبیب الله کلکانی سر به نیست شد اما انگلیس ها قدرت کلکانی را همسابه خطرناکتر نسبت به اصلاحات امانی میدانست به دلیل اینکه کنار آمدن حبیب الله کلکانی به شوروی وقت که هم مرز مرز های شمالی افغانستان بود ،موجود بود چون هدف پالیسی روس ها بنا به وصیت پطر کبیر رسیدن به آب های گرم بحر هند بود که تا این عصر حبیب الله کلکانی حاکم این آب ها انگلیس ها بودند و افتادن دولت افغانستان به دست روس ها به معنی نزدیک شدن روس ها به این آب ها و متزلزل شدن حاکمیت انگلیس ها در این بحر بود اما انگلیس ها با استفاده از قبایل پشتون حکومت حبیب الله کلکانی را مانند حکومت امانی به باطله دانی تاریخ سپرد و حکومت قبیلوی تحت حکومت نادر خان و برادرانش به وجو آورد که این حکومت فقط آن کار های را انجام میداد که این کار ها نباید دل انگلیس ها آذرده نماید که یکی از این کار های که باعث خوشی دل انگلیس ها میشد ،جلوگیری از اصلاحات افغانستان بود که این خاندان تا آخرین روز های حکومت خود دست به هیچ اصلاحات محسوس نزد.
اما بعد از اینکه نادر خان قدرت را از دست حبیب الله کلکانی بیرون آورد و بردران و اولادش میراث خور این قدرت گردیدکاملا اصلاحاتی را که امان الله خان پایه ریزی کرده بود ،فراموش شد وبرای بقای قدرت راهبرد های متعدد عوام فریبانه طرح کردند که تحویل امتیازات سیاسی مانند نهاد های مهم دولتی ،امتیازات اقتصادی مانند جابجایی قبایل پشتون در مناطق غیر پشتون نشین تحت شعار اختلاط قومی و امتیازات فرهنگی مانند تشکیل ،پشتوتولنه از جمع کاروان این عوام فریبی بود.
و طراحان این طرح عوام فریبی که فاقد مدیریت افغانستان به جهت اصلاحات بود و منع اصلاحات برای خوش نگهداستن انگلیس ها جز از پالیسی هایش بود، سخت در فکر بقای قدرت خود در مقابل نخبه های جامعه که خواهان اصلاحات در ابعاد مختلف جامعه بود،فرورفته بود و برای حفظ قدرت خود و جلوگیری از اصلاحات، طرح نفاق ملی را پایه ریزی کردند که مطابق به این طرح یک قوم به حیث قوم برتر و طبقه بالای جامعه شناخته میشد و با استفاده از این پالیسی که از یک قوم در مقابل قوم دیگر استفاده گردید، و این حکام هم در خلال این برادر جنگی ها مشغول حفظ قدرت خاندانی خود بودکه مطابق به این پالیسی پشتون ها باید قوم برتر و طبقه برتر جامعه افغانستا ن میببود چون پشتون ها قوم برتر هستند پس زبان پشتون ها هم به حیث زبان ملی ، رقص پشتون ها هم به حیث اتن ملی ،لباس پشتون هم لباس ملی و خان قبایل پشتونی هم به حیث خان های ملی افغانستان به رسمیت شناخته شد که این طرح فقط به ابعاد خارجی زبان پشتو توجه داشت وبا تغیر لوحه های نهاد های دولتی و شخصی و فراموشی محتوایی زبان پشتو لوگوی بانیان پشتون را در پیشانی خود چسپ زدند و این بانیان پشتو تولنه آنچنان با تیشه پشتون ها در ریشه ها ی پشتون ها زد که درد این تیشه را تا هنور بعضی از آگاهان پشتون به زبان میآورد چون این طرح نه به هدف خدمت به زبان پشتو بلکه به هدف وسیله ساختن زبان پشتو برای رسیدن به اهداف سیاسی بود و این طرح برعلاویکه پشتون را در داخل افغانستان ضربه فنی زد پشتون های پاکستانی را هم که طبق این طرح باید به پشتونستان آزاد میرسید،ضربه فنی تر زد و به جای اینکه پشتون های محکوم پاکستان رابه پشتونستان آزاد رهنمایی کرده و حمل میدادند این پشتون های محکوم را جمع پشتون های آزاد پاکستان و حتی پشتون های افغانستا را در جمع این محکوم ها ،محکوم به تحت حاکمیت پاکستان کردند که حکومت پاکستانی ها در زیر شعار طالبان در مناطق جنوب وشمال ثبوت کننده حاکمیت سیاسی پاکستانی ها و حکومت بانک نوت های پاکستان در تمام افغانستان ثبوت کننده حاکمیت اقتصادی و چکن سوپ ها و منگل انفارمیشن سنتر ثبوت کننده حاکمیت فرهنگی پاکستانی ها است و این طرح برعلاوه این سوغات ها ویران افغانستان ،آواری افغان ها و بهانه برای تجاوز رنگارنگ خارجی ها مانند روس و ناتویی تقدیم جامعه افغانستان کرد این مرحله که مرحله اول پشتو تولنه بود آنچنان تخم نفاق را زرع کرد ،روس ها ناتویی ها بالای پطرول ریخت و کشور های همسایه آنرا آتش زد که از بطن این زرع کردن،پطرول ریختن و آتش زدن افغانستان با وضیعت فعلی تولد گردید که بنا به عیان بودن وضیعت فعلی افغانستان ضرورت به بیان نیست.
اما بعد از اینکه ده ها سال افغانستان و افغان ها در این زرع کرد و پطرول زدن و آتش زدن در زمان کمونیست و مجاهدین و طالبان و تکنوکرات ها سوختن و میسوزد و طبق این طرح که در آنده هم باید هم بیسوزد

اما پشتو تولنه دوم توسط اشخاص که تا تار وپود کلا و چاپن کرزی ،نیکتایی عظیمی رئیس دادگاه عالی و ابا قبای اعضای پارلمان تار دوانده هستند ،با هداف و روش های متفاوت نسبت به پشتو تولنه اول ،طرح ریزی شد که این طرح از بدانامی سیدمخدومرهین مبنی به آزادی خواهی بیحد وحصر شروع وبا ناکامی رهین برای بدست آوردن رای اعتماد مجلس نماینگان با استفاده از بیسوادی ملاهای بیسواد فارسی زبان ها ،رسیدن آقای خرم به مسند وزارت اطلاعات و فرهنگ،تغیر و تقرر اشخاص در مقام های فرهنگی ،تبدیل زبان لوحه های وزارت اطلاعات و فرهنگ و نگارستان ملی از زبان ملی به زبان بیگانه که همان زبان انگلیسی باشد و بلآخره تا به اینکه استفاده واژه های زبان مادری جرم است ادامه دارد و این طرح تا سربه نیست شدن کامل زبام فارسی ریخته شده است.
خرم صاحب بعد از اینکه در مسند وزارت اطلاعات و فرهنگ تکیه زد و یا اگر عریان تر بگویم در اولین پله راه رسیدن به اهداف فاشیستی خود گام گذاشت ،شروع به عملی ساختن مراحل اولیه این طرح را کرد که باید در مرحله اول اشخاص که امکان دارد خرم را در رسیدن به اهدافش همراهی نکند به روش های متفاوت از مسند های دولتی کنار گذاشته شد که کنار نهادن نجیب روشن رئیس اسبق رادیو وتلویزون ملی با یک راهبرد بسیار زیرکانه ثبوت است برای ثابت بودن این ادعا اما مراحل بعدی عبارت بود از تبدیل زبان لوحه وزارت اطلاعات و فرهنگ از زبان فارسی به زبان های پشتو انگلیسی بدون زبان فارسی وزبان لوحه نگارستان ملی از زبان فارسی به زبان انگلیسی بدون زبان فارسی که خود به معنی زیر پاگذاشتن قانون اساسی افغانستان است قانون اساسی که زبان فارسی و پشتو را زبان های ملی گفته است و لوحه وزارت اطلاعات و فرهنگ به زبان های پشتو و انگلیسی بیان کننده این است که خرم خیل ها معتقد است که زبان های پشتو وانگلیسی زبان های ملی است نه زبان های یشتو وفارسی که این نشان میدهد که این خرم خیل ها یا آنقدر از سواد بی بهره هستند که زبان فارسی در قانون اساسی افغانستان رابه معنی زبان انگلیسی دیده است و یا این ها به قانون اساسی افغانستان به حیث مادر قوانین احترام قایل نیست و این قانون را بیشتر از چند ورق سیاه شده نمیپندارند و به مادهقانون اساسی که زبان فارسی را در پهلوی زبان پشتو زبان ملی اعلان کرده است مانند یک فکاهی میبینند و مراحل بعدی این راهبرد فاشیستی خود را هر چی بیشتر نمایان کرد و خواهاد وارد شدن رقیب به میدان گردید که در این محله آنقدر پارا از پایچه دراز کردند تکلم به زبان فارسی که مطابق به قانون اساسی افغانستان زبان ملی است ،جرم پنداشتن و متکلمین آنرا جریمه های گوناگون کردند در حالیکه قانون اساسی افغانستان بیان کرده است که" یک عمل وقتی جرم پنداشته میشود که قانون قبل از اجرای این عمل به تصویب وبه توشیح رسیده باشد و این عمل را جرم گفته باشد" در حالیکه در افغانستان هیچ قانون تصویب شده و توشیح شده موجود نیست که استفاده از واژه های مادری را جرم گفته باشد اما امکان دارد که این چنین قوانین بدون مراحل اداری خود در اذهان خرخیل ها به صورت شفاهی به تصویب رسیده باشد که این همانا نظام قبیلوی است خرم خیل ها افتخار آنرا دارد و پشتو تولنه دوم جدیدا آغز گردیده است و تا قاف قیامت استمرار خواهد داشت اما بدون کدام نتیجه مثبت برای زبان پشتو چون خرم خیل ها مانند بانیان پشتو تولنه اول فقط دوست داردند که زبان پشتورا به حیث وسیله برای رسیدن به اهداف سیاسی خود باشد نه خدمت برای زبان پشتوبه دلیل اینکه این خرم خیل ها اول استعداد انکشاف یک زبان ندارد ثانیا دوم روش اینها خدمت به زبان پشتو نه بلکه وسیله ساختن آن برای رسیدن اهداف سیاسی است که من به حیث یک افغان امید دارم که برادران پشتون فریب این جلادان تاریخ را نخورده و اهداف شوم آنرا درک کرده و برای تمام پشتون های که واقعا به پشتون بودن و افغان بودن خود افتخار مینماد ،انتقال بدهد تا همه برادر باشیم واجازه ندهیم که این ها دیگر با استفاده از احساسات پشتون به حیث وسیله برای رسیدن به اهداف سیاسی خود،استفاده نماید.


برای روشن شدن بیشتر اهداف بانیان پشتو تولنه و تمیز کردن پشتو تولنه اول با پشتو تولنه دوم یک مقایسه کوتاه داشته باشیم.

1)پشتو تولنه اول وسیله بود برای بقای حکومت یک خاندان که همانا خاندان شاهی باشد اما پشتو تولنه دوم وسیله است برای بقای قدرت چند فرد مشخص از قبایل مختلف.

2) طرح های پشتو تولنه اول فقط لز طریق قدرت توپ و تفنگ پخش میگردید اما طرح های پشتو تولنه دوم در پهلوی قدرت توپ وتفنگ دارای قدرت های دیگر مانند صلاحییت های رسمی است

3)پشتو تولنه اول خواهان آزادی پشتون های محکوم در تحت حکومت پاکستان بود و پشتون تولنه اول خواهان محکوم کردن پشتو ن های آزاد در تحت حکومت پاکستان است .

4)پشتو تولنه اول فارسی را به دری عوض کرد و پشتو تولنه دوم میخواهد دری را به پشتو عوض نماید.

5) بانیان پشتو تولنه اول فقط حامی های داخلی داشت اما پشتو تولنه برعلاوه حامی های داخلی از حامیان خارجی مانند آی اس آی پاکستان برخوردار است.

6)طرح های پشتو تولنه اول افغانستان به صورت نامرعی افغانستان را صوبه پنجم پاکستان قرارداد اما با عملی شدن پشتو تولنه دوم افغانستان رسما صوبه پاکستان خواهد بود و نام افغانستان از جغرافیای سیاسی حذف خواهد شد.

7)بعد از اینکه طرح پشتو تولنه اول افغانستان را ویران کرد غربی ها برای احیای افغانستان آمدند اما بعد از اینکه طرح های پشتو تولنه دوم افغانستان ویران نماید خداوند(ج) هم برای نجات ما افغان ها نخواند آمد
...............و ده هم نتایج و تفاوتهای که فقط عامل ویرانی افغانستان بوده و خواهند بودند

No comments: