الهه سرور باید بر گردد
زمانیکه الهه سرور در مراحل اولیه برنامه ستاره افغان در پرده تلویزن طلوع هنر نمایی نمود، چنگ و نوای تازه و امید وارکننده بر دل های مردم افغانستان چی در داخل و چی در خارج زد و در مراحل اولیه بر نامه ستاره افغان چنان آهنگ ها را زمزمزه مینمود که گویا در مراحل آخر این برنامه با 2500 اشتراک کننده برای کسب لقب ستاره افغان رقابت مینماید . اما با گذشت هر مرحله از این بر نامه ، آب و لعاب الهه سرور آهسنه آهسته رنگ باخته و قادر به ارضا خواست ها و امید های امید واران و هوا خواهان خویش که یک جهان امید و آروزو بنام این بانو بر پشت دلها بسته بودند، به شکل شاید و بایدش نگردیده که باعث ایجاد فاصله فی مابین این بانو و هوادارن او گردیده و در اکثر مراحل در میان ستاره های با رای کم قرار گرفته و الی اینکه با کسب لقب ستاره شماره هفتم جشنواره چهارم ستاره افغان محکوم به خداحافظی با استج این برنامه گردید و این مقام برای این بانو با این همه استعداد هنری نسبت به سایر ستاره های باقی مانده، واقعا حق به حقدار نبوده بلکه الهه مستحق سعود به پله های بالاتر این برنامه بود اما زمانیکه الهه سرور به عنوان ستاره شماره هفتم جشنواره چهارم ستاره افغان از دهن گرداننده برنامه به بیرون درز نمود، در قدم اول غیر قابل قبول برای این بانو در قدم دوم برای حضار حاضر در تالار و در قدم سوم برای تماشاگران این برنامه از طریق پرده ها تلویزون که چی هوادارن هنر این بانو بودند و یا نبودند، بوده چون بسیاری از اشخاص دیگر باید قبل از الهه با استج برنامه ستاره افغان خداحافظی مینمودند.
اما الهه سرور با این همه توانایی و کسب هوادارن در مراحل اول این برنامه، چرا قادر به اخذ رای هم تباران خویش که در جشنواره های اول، دوم و سوم سایر ستاره های هم تبار الهه را با رایهای بلند تا پله های والا سعود دادند، نگردید بلکه حتی با واکنش های منفی این توده از جامعه افغانستان استقبال گردید در حالیکه بعضی از ستاره های هم تبار الهه در جشنواه های گذشته نسبت به الهه از استعداد کمتر برخوردار بوده اما تا مقام های بالای نسبت مقام الهه سعود نمودند .
بنده معتقد است که چند دلیل عمده باعث عدم برخورداری الهه از کسب رای هم تباران اش گردید:
1)تصادف ماه محرم با جشنواره چهارم ستاره افغان: مراحل اولیه جشنواره چهارم ستاره افغان مصادف بود به ماه محرم ماه شهادت حضرت امام حسین (ع) و یاران با وفایش که اکثریت به کل هم تباران الهه به عزاداری و تجلیل از این ماه مصروف بوده و از تعقیب برنامه ستاره افغان امتناع نمودند که این خود باعث ایجاد فاصله فی مابین الهه و هم تباران او گردیده و الهه بدون ثمر از رای هم تباران خویش از برنامه ستاره افغان خدا حافظی نمود. که البته در سال های گذشته نیز بعضی از ستاره های هم تبار الهه با چنین سرنوشت گرفتار شده که مهدی افشار یکی از هم سرنوشتان الهه میباشد که با کسب مقام ستاره شماره سوم جشنواره دوم از استج این برنامه کنار رفت.
2) عدم تطابق کرکتر و استایل الهه سرور به واقیعت های جامعه هم تباران او: الهه سرور با لباس ها ی چسپ و گاهی طویل الی بند پای و گاهی گوتاه الی بند ناف و موزه های به اصطلاح گردن دراز و کوری سوزنی که برای جامعه هم تبار او قابل قبول نبوده به روی استج آمده وبا چرخ های کوتاه و طویل و جنباندن دست ها و پا ها به هنر نمایی پرداخته که باعث ایجاد شگاف در روابط او جامعه هم تبار او گردیده و جامعه هم تبار الهه ، الهه را بیگانه با خویش دانسته و برعلاوه که هیچ نوع کمک برای این ستاره انجام نداند بلکه به توطیه های گوناگون در قبال این ستاره پرداختند.
3) عدم توجه الهه به آهنگ های محلی هم تباران اش: الهه سرور الی روزیکه در پرتگاه پرتاب از استج ستاره افغان قرار نگرفت، کدام توجه به آهنگ های محلی همتباران خویش نکرده تا از مجرای این آهنگ ها خویش بودن خویش را برای همتباران خویش ثابت نماید بلکه به سرودن آهنگ های هنرمندان ایرانی و بسا اوقات آهنگ های هنرمندان افغانی پرداخته در حالیکه ستاره های هم تبار الهه در چشنواره های گذشته با سرودن آهنگ ها محلی خویش ، خویش بودن خویش را ثابت و با رای های بلند مردم خویش استقابل شده و تا پله های بلند سعود نمودند که میتوان از عالم هنر دوست و حمید سخی زاده نامبرد که تا امروز هم مانند ستاره هم تباران خویش میدرخشند. اما زمانیکه الهه وعده سرودن آهنگ محلی هم تبارن خویش را برای هم تباران خویش داد ،دیگر کارت به استخوان رسیده بود و این وعده نمیتوانست مرهم برای این زخم الهه باشد.
4) بانو بودن الهه سرور: اکثریت جامعه هم تبار الهه سرور تا هنوز متاثر از ارزش های گذشته خویش بوده که با طبقه اناث سر سازگاری ندارندد بلکه بانو بودن را به معنی جارو بودن میداند که فقط دز خانه باشد و نه در روی استج ستاره افغان که همه جهان او را بیند و کارهای غلط و کاملا اشتباه فمنیست های افغانی که چیزی از فمنیسم نمیداد و فمینسم را به معنی سکس معنا میکند، این احساس را بیشتر از بیش تشدید نموده که شدیدا مضر برای طبقه اناث میباشد.
اما با دید گذرای که بر بعضی از نقاط ضعف الهه داشتیم و به صورت نامکمل و ناقص بیان گردید، امروز که الهه باز با یک چانس دیگر روی استج آمده و نسبت به گذاشته نیاز بیشتر به رای هم تباران خویش دارد ، چی باید کرد؟ و خود الهه سرور چی باید نماید تا از رای های بلند بالای هم تباران خویش ثمر گرفته و رویاهای خویش را به واقیعت عوض نماید.
الهه سرور باید از اشتباهات گذشته خویش پند گرفته و کوشش نماید تا این اشتباهات را جبران ، و خویش بودن خویش را با هم تباران خویش ثابت نماید و هم تباران الهه با یک جوانمردی از اشتباهات گذشته و الهه را یک چانس دیگر هم بدهد تا از چلوصاف شان گذشته و بعدا، اگر باز الهه بیگانه ماند، الهه بیگانه پندارند و اگر واقعا از گذشته های خویش درس گرفته و به خویشتن برگشت نموده بود از رای های خویش مانند ستاره های دیگر شان جرعه بدهد تا باشد درسی برای سایر ستاره های قوما که در سال های آینده روی استج ستاره افغان میآیند، باشد و بداند که خویش را خویش دانسته نه اینکه خویش را بیگانه گفته و بیگانه را خویش و به سرنوشت الهه سرور محکوم گردد. و الهه سرور باید بداند که اشتباه یکبار اشتباه است و تکرار اشتباه اشتباه نیست بلکه تکرا اشتباه گناه است و مجازات این گناه را هم خودی الهه خواهد پرداخت.
زمانیکه الهه سرور در مراحل اولیه برنامه ستاره افغان در پرده تلویزن طلوع هنر نمایی نمود، چنگ و نوای تازه و امید وارکننده بر دل های مردم افغانستان چی در داخل و چی در خارج زد و در مراحل اولیه بر نامه ستاره افغان چنان آهنگ ها را زمزمزه مینمود که گویا در مراحل آخر این برنامه با 2500 اشتراک کننده برای کسب لقب ستاره افغان رقابت مینماید . اما با گذشت هر مرحله از این بر نامه ، آب و لعاب الهه سرور آهسنه آهسته رنگ باخته و قادر به ارضا خواست ها و امید های امید واران و هوا خواهان خویش که یک جهان امید و آروزو بنام این بانو بر پشت دلها بسته بودند، به شکل شاید و بایدش نگردیده که باعث ایجاد فاصله فی مابین این بانو و هوادارن او گردیده و در اکثر مراحل در میان ستاره های با رای کم قرار گرفته و الی اینکه با کسب لقب ستاره شماره هفتم جشنواره چهارم ستاره افغان محکوم به خداحافظی با استج این برنامه گردید و این مقام برای این بانو با این همه استعداد هنری نسبت به سایر ستاره های باقی مانده، واقعا حق به حقدار نبوده بلکه الهه مستحق سعود به پله های بالاتر این برنامه بود اما زمانیکه الهه سرور به عنوان ستاره شماره هفتم جشنواره چهارم ستاره افغان از دهن گرداننده برنامه به بیرون درز نمود، در قدم اول غیر قابل قبول برای این بانو در قدم دوم برای حضار حاضر در تالار و در قدم سوم برای تماشاگران این برنامه از طریق پرده ها تلویزون که چی هوادارن هنر این بانو بودند و یا نبودند، بوده چون بسیاری از اشخاص دیگر باید قبل از الهه با استج برنامه ستاره افغان خداحافظی مینمودند.
اما الهه سرور با این همه توانایی و کسب هوادارن در مراحل اول این برنامه، چرا قادر به اخذ رای هم تباران خویش که در جشنواره های اول، دوم و سوم سایر ستاره های هم تبار الهه را با رایهای بلند تا پله های والا سعود دادند، نگردید بلکه حتی با واکنش های منفی این توده از جامعه افغانستان استقبال گردید در حالیکه بعضی از ستاره های هم تبار الهه در جشنواه های گذشته نسبت به الهه از استعداد کمتر برخوردار بوده اما تا مقام های بالای نسبت مقام الهه سعود نمودند .
بنده معتقد است که چند دلیل عمده باعث عدم برخورداری الهه از کسب رای هم تباران اش گردید:
1)تصادف ماه محرم با جشنواره چهارم ستاره افغان: مراحل اولیه جشنواره چهارم ستاره افغان مصادف بود به ماه محرم ماه شهادت حضرت امام حسین (ع) و یاران با وفایش که اکثریت به کل هم تباران الهه به عزاداری و تجلیل از این ماه مصروف بوده و از تعقیب برنامه ستاره افغان امتناع نمودند که این خود باعث ایجاد فاصله فی مابین الهه و هم تباران او گردیده و الهه بدون ثمر از رای هم تباران خویش از برنامه ستاره افغان خدا حافظی نمود. که البته در سال های گذشته نیز بعضی از ستاره های هم تبار الهه با چنین سرنوشت گرفتار شده که مهدی افشار یکی از هم سرنوشتان الهه میباشد که با کسب مقام ستاره شماره سوم جشنواره دوم از استج این برنامه کنار رفت.
2) عدم تطابق کرکتر و استایل الهه سرور به واقیعت های جامعه هم تباران او: الهه سرور با لباس ها ی چسپ و گاهی طویل الی بند پای و گاهی گوتاه الی بند ناف و موزه های به اصطلاح گردن دراز و کوری سوزنی که برای جامعه هم تبار او قابل قبول نبوده به روی استج آمده وبا چرخ های کوتاه و طویل و جنباندن دست ها و پا ها به هنر نمایی پرداخته که باعث ایجاد شگاف در روابط او جامعه هم تبار او گردیده و جامعه هم تبار الهه ، الهه را بیگانه با خویش دانسته و برعلاوه که هیچ نوع کمک برای این ستاره انجام نداند بلکه به توطیه های گوناگون در قبال این ستاره پرداختند.
3) عدم توجه الهه به آهنگ های محلی هم تباران اش: الهه سرور الی روزیکه در پرتگاه پرتاب از استج ستاره افغان قرار نگرفت، کدام توجه به آهنگ های محلی همتباران خویش نکرده تا از مجرای این آهنگ ها خویش بودن خویش را برای همتباران خویش ثابت نماید بلکه به سرودن آهنگ های هنرمندان ایرانی و بسا اوقات آهنگ های هنرمندان افغانی پرداخته در حالیکه ستاره های هم تبار الهه در چشنواره های گذشته با سرودن آهنگ ها محلی خویش ، خویش بودن خویش را ثابت و با رای های بلند مردم خویش استقابل شده و تا پله های بلند سعود نمودند که میتوان از عالم هنر دوست و حمید سخی زاده نامبرد که تا امروز هم مانند ستاره هم تباران خویش میدرخشند. اما زمانیکه الهه وعده سرودن آهنگ محلی هم تبارن خویش را برای هم تباران خویش داد ،دیگر کارت به استخوان رسیده بود و این وعده نمیتوانست مرهم برای این زخم الهه باشد.
4) بانو بودن الهه سرور: اکثریت جامعه هم تبار الهه سرور تا هنوز متاثر از ارزش های گذشته خویش بوده که با طبقه اناث سر سازگاری ندارندد بلکه بانو بودن را به معنی جارو بودن میداند که فقط دز خانه باشد و نه در روی استج ستاره افغان که همه جهان او را بیند و کارهای غلط و کاملا اشتباه فمنیست های افغانی که چیزی از فمنیسم نمیداد و فمینسم را به معنی سکس معنا میکند، این احساس را بیشتر از بیش تشدید نموده که شدیدا مضر برای طبقه اناث میباشد.
اما با دید گذرای که بر بعضی از نقاط ضعف الهه داشتیم و به صورت نامکمل و ناقص بیان گردید، امروز که الهه باز با یک چانس دیگر روی استج آمده و نسبت به گذاشته نیاز بیشتر به رای هم تباران خویش دارد ، چی باید کرد؟ و خود الهه سرور چی باید نماید تا از رای های بلند بالای هم تباران خویش ثمر گرفته و رویاهای خویش را به واقیعت عوض نماید.
الهه سرور باید از اشتباهات گذشته خویش پند گرفته و کوشش نماید تا این اشتباهات را جبران ، و خویش بودن خویش را با هم تباران خویش ثابت نماید و هم تباران الهه با یک جوانمردی از اشتباهات گذشته و الهه را یک چانس دیگر هم بدهد تا از چلوصاف شان گذشته و بعدا، اگر باز الهه بیگانه ماند، الهه بیگانه پندارند و اگر واقعا از گذشته های خویش درس گرفته و به خویشتن برگشت نموده بود از رای های خویش مانند ستاره های دیگر شان جرعه بدهد تا باشد درسی برای سایر ستاره های قوما که در سال های آینده روی استج ستاره افغان میآیند، باشد و بداند که خویش را خویش دانسته نه اینکه خویش را بیگانه گفته و بیگانه را خویش و به سرنوشت الهه سرور محکوم گردد. و الهه سرور باید بداند که اشتباه یکبار اشتباه است و تکرار اشتباه اشتباه نیست بلکه تکرا اشتباه گناه است و مجازات این گناه را هم خودی الهه خواهد پرداخت.
1 comment:
در باره كلپ سكسي الهه چي نظر داري؟
Post a Comment